بیوگرافی
یک آدم معمولی هستم. تحصیلاتم در رشته کشاورزی است و کارم طرح و اجرای پروژهای باغبانی.
تمام روز سر و کارم یا با گیاه و گل است و یا با سنگ و سیمان که صد البته هیچ کدام هم ربطی به نوشتن ندارند.
عشق به موسیقی و ادبیات را از کودکی در خود حس میکردم. بهترین کلاسهای مدرسه برایم کلاسهای ادبیات و انشای بود.
در آغاز سال چهارم دبیرستان، که باید رشته انتخاب میکردم، بین انتخاب رشته طبیعی و ادبیات فارسی سر در گم مانده بودم. از مادرم(یادش بخیر) که زن مذهبی و معتقدی بود خواستم برایم استخاره کند.ادبیات متاسفانه"بد" آمد و طبیعی"خوب". اول کمی دلخور شدم که چرا اصلا چنین کاری کردم و خودم را تو درد سر انداختم ولی چاره یی جز گوش کردن به حرف مادرم که خیلی هم دوستش داشتم و دارم نداشتم. اینست که رشته طبیعی را بر گزیدم.
اندیشیدن را بسیار میپسندم و از آنجا که با ایجاد رابطه فکری با انسانهای دیگر بسیار خوشنود میشوم، دوست دارم حاصل اندیشههایم را بنویسم. آنها را گاهی در مجله فرهنگی شهرمان به چاپ میرسانم یا بصورت"ترانه" با دوستان اهل موسیقی اجرا میکنم.
سالها اندیشیدن به من آموخته است که تا فهمیدن "لحن آب و زمین" هنوز خیلی فاصله دارم. از طرف یکی دوتا از دوستان اهل دل که نوشتههایم را میخوانند تشویق شدم که"وب لاگ" درست کنم تا شما هم بتوانید آنها را بخوانید و احتمالا نظری بدهید.
امیدوارم حرفهایم قابل مطرح شدن باشند.
یک آدم معمولی هستم. تحصیلاتم در رشته کشاورزی است و کارم طرح و اجرای پروژهای باغبانی.
تمام روز سر و کارم یا با گیاه و گل است و یا با سنگ و سیمان که صد البته هیچ کدام هم ربطی به نوشتن ندارند.
عشق به موسیقی و ادبیات را از کودکی در خود حس میکردم. بهترین کلاسهای مدرسه برایم کلاسهای ادبیات و انشای بود.
در آغاز سال چهارم دبیرستان، که باید رشته انتخاب میکردم، بین انتخاب رشته طبیعی و ادبیات فارسی سر در گم مانده بودم. از مادرم(یادش بخیر) که زن مذهبی و معتقدی بود خواستم برایم استخاره کند.ادبیات متاسفانه"بد" آمد و طبیعی"خوب". اول کمی دلخور شدم که چرا اصلا چنین کاری کردم و خودم را تو درد سر انداختم ولی چاره یی جز گوش کردن به حرف مادرم که خیلی هم دوستش داشتم و دارم نداشتم. اینست که رشته طبیعی را بر گزیدم.
اندیشیدن را بسیار میپسندم و از آنجا که با ایجاد رابطه فکری با انسانهای دیگر بسیار خوشنود میشوم، دوست دارم حاصل اندیشههایم را بنویسم. آنها را گاهی در مجله فرهنگی شهرمان به چاپ میرسانم یا بصورت"ترانه" با دوستان اهل موسیقی اجرا میکنم.
سالها اندیشیدن به من آموخته است که تا فهمیدن "لحن آب و زمین" هنوز خیلی فاصله دارم. از طرف یکی دوتا از دوستان اهل دل که نوشتههایم را میخوانند تشویق شدم که"وب لاگ" درست کنم تا شما هم بتوانید آنها را بخوانید و احتمالا نظری بدهید.
امیدوارم حرفهایم قابل مطرح شدن باشند.

No comments:
Post a Comment